durchgelüftet

Aussprache: /ˈdʊʁçɡəˌlʏftət/
Worttrennung: durch·ge·lüf·tet
صفت

تهویه شده، هوادهی شده

Bedeutungen

1

فضایی که هوای تازه در آن جریان یافته و هوای مانده یا آلوده خارج شده است.

  • Das Zimmer ist gut durchgelüftet.اتاق به خوبی تهویه شده است.
  • Nach dem Kochen muss die Küche immer gut durchgelüftet werden.پس از آشپزی، آشپزخانه همیشه باید به خوبی تهویه شود.
  • Das Haus ist durchgelüftet und riecht frisch.خانه تهویه شده و بوی تازگی می‌دهد.