durchgepressten
از میان چیزی به زور رد شده، اصرار شده بر آن
Bedeutungen
1
Akkusativ
حالتی که چیزی با فشار زیاد از یک فضای تنگ عبور داده شده یا خود عبور کرده است.
- Das durchgepresste Material zeigte deutliche Verformungen.مادهای که از میان (با فشار) عبور داده شده بود، تغییر شکلهای آشکاری نشان میداد.
- Die durchgepresste Flüssigkeit war stark verunreinigt.مایعی که با فشار عبور داده شده بود، به شدت آلوده بود.