durchschlängeln
با مهارت از میان چیزی رد شدن، از چیزی عبور کردن
Bedeutungen
1
sich + durch + Akkusativ
خود را با حرکتهای مارپیچ و با مهارت از میان موانع، جمعیت یا فضاهای تنگ عبور دادن.
- Er schlängelte sich durch die Menschenmenge.او خود را از میان جمعیت رد کرد.
- Die Katze schlängelte sich durch das enge Loch.گربه خود را از میان سوراخ تنگ رد کرد.