صفت
له شده، سائیده شده (از نشستن زیاد)
جملات نمونه برای durchgesessen:
Wir nahmen auf dem ''durchgesessenen'' Sofa Platz.
ما روی مبل له شده نشستیم.
Auf der Wäscheleine hingen seine ''durchgesessenen'' Arbeitshosen mit den grauen Flicken auf den Knien.
شلوار کار سائیده شدهاش با وصلههای خاکستری روی زانوها روی بند رخت آویزان بود.