durchgießen
صاف کردن (مایعات)، از صافی رد کردن
Beispiele
- Die fertige Suppe ''durchgießen'' und mit Salz, Pfeffer und Rotwein abschmecken.سوپ آماده را صاف کرده و با نمک، فلفل و شراب قرمز مزهدار کنید.
- Sie seufzte, stellte ein Sieb auf einen leeren Eimer, breitete ein sauberes Seihtuch hinein und begann, die frische Milch ''durchzugießen''.او آهی کشید، صافی را روی یک سطل خالی گذاشت، پارچه صافی تمیزی را داخل آن پهن کرد و شروع به صاف کردن شیر تازه کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مایعی را از چیزی (مانند صافی یا الک) عبور دادن تا ذرات جامد جدا شوند.
- Man muss die Brühe durch ein Sieb durchgießen.باید آبگوشت را از یک صافی رد کرد.
- Er goss den Kaffee durch den Filter.او قهوه را از فیلتر رد کرد.
2
Akkusativ + durch + Akkusativ
مایعی را از میان چیزی ریختن (مثلاً از میان یک سوراخ یا شکاف).
- Das Wasser gießt durch das Loch im Eimer.آب از سوراخ سطل به بیرون میریزد.
- Er goss die Flüssigkeit durch den Trichter in die Flasche.او مایع را از طریق قیف به داخل بطری ریخت.