Konjugierte Form
لغزیده، عبور کرده (اسم مفعول فعل durchgleiten)
معانی و تعاریف durchglitten:
- گذشته فعل 'durchgleiten': حرکت کردن به نرمی و بدون مانع از میان یک فضا یا ماده.
- گذشته فعل 'durchgleiten': به سرعت و بدون درنگ از یک مرحله، دوره زمانی یا وضعیت عبور کردن.
جملات نمونه برای durchglitten:
Das Boot glitt lautlos durch das spiegelglatte Wasser des Sees.
قایق بیصدا از میان آب آینهگون دریاچه لغزید.
Der erfahrene Skifahrer glitt geschickt durch den frisch gefallenen Schnee.
اسکیباز باتجربه ماهرانه از میان برف تازه باریده لغزید.
Die Semester glitten wie im Flug durch, und bald stand die Abschlussprüfung bevor.
ترمها مانند پرواز گذشتند و به زودی آزمون نهایی فرا رسید.