durchgreifen
قاطعانه عمل کردن، برخورد قاطع کردن؛ از جایی دست کردن و گرفتن
Beispiele
- Mein Sohn hat durch den Zaun ''durchgegriffen'' und eine Apfel aus Nachbars Garten geklaut.پسرم از توی حصار دستش را «رد کرد» و یک سیب از باغ همسایه دزدید.
- Kannst Du durch den Spalt da ''durchgreifen?میتوانی از این شکاف دستت را «رد کنی و چیزی بگیری؟
- Die Polizei ''griff'' bei der Demonstration hart ''durch.پلیس در تظاهرات به شدت «برخورد کرد».
- Nach der Machtergreifung ''griffen'' Hitlers Schergen hart ''durch'' und verhafteten oder ermordeten tausende politische Gegner, wie Kommunisten, SPDler und Gewerkschafter.پس از به قدرت رسیدن، مزدوران هیتلر به شدت «برخورد کردند» و هزاران مخالف سیاسی مانند کمونیستها، سوسیال دموکراتها و اتحادیهها را دستگیر یا ترور کردند.
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
قاطعانه عمل کردن، اقدامات جدی انجام دادن، مداخله قاطعانه کردن (برای حل مشکل یا مقابله با تخلف)
- Die Regierung muss endlich durchgreifen, um die Kriminalität zu bekämpfen.دولت باید بالاخره قاطعانه عمل کند تا با جرم و جنایت مبارزه کند.
- Wenn die Kinder nicht hören, muss man manchmal durchgreifen.وقتی بچهها گوش نمیدهند، گاهی اوقات باید قاطعانه عمل کرد.
2
durch + Akkusativ
دست دراز کردن (از میان چیزی)، دست بردن (به چیزی برای رسیدن به آن)
- Er griff durch das Loch in der Wand, um den Schlüssel zu erreichen.او دستش را از سوراخ دیوار رد کرد تا به کلید برسد.
- Sie musste durch die Äste greifen, um die Frucht zu pflücken.او مجبور شد دستش را از میان شاخهها رد کند تا میوه را بچیند.