فعل
واکسینه کردن همه افراد (یک گروه)، ایمنسازی کامل
معانی و تعاریف durchimpfen:
- واکسینه کردن کامل یک جمعیت یا گروه برای ایجاد ایمنی.
جملات نمونه برای durchimpfen:
„Immerhin wollen die Forscher versuchen, wenigstens einige Kolonien ''durchzuimpfen'', um Ausgangspunkte für eine Erneuerung der Population zu sichern.“
محققان قصد دارند تلاش کنند تا حداقل برخی از کلونیها را واکسینه کنند تا نقاط شروعی برای تجدید جمعیت تضمین شود.
Die Regierung plant, die gesamte Bevölkerung durchzuimpfen.
دولت قصد دارد کل جمعیت را واکسینه کند.
Viele Länder haben ihre Bürger bereits erfolgreich durchgeimpft.
بسیاری از کشورها شهروندان خود را قبلاً با موفقیت واکسینه کردهاند.