durchkämmen
شانهزدن (با دقت و شدت)، مرتب کردن مو، جستجو کردن (با دقت)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas durchkämmen)
موها را با شانه مرتب کردن.
- Sie kämmte ihre langen Haare sorgfältig durch.او موهای بلندش را با دقت شانه زد.
- Der Friseur durchkämmte die Frisur, um sie perfekt zu machen.آرایشگر مدل مو را شانه زد تا آن را کامل کند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas durchkämmen)
یک منطقه را به دقت و به طور کامل برای یافتن چیزی یا کسی جستجو کردن.
- Die Polizei durchkämmte das Waldgebiet nach dem vermissten Kind.پلیس منطقه جنگلی را برای یافتن کودک گمشده جستجو کرد.
- Wir müssen das ganze Haus durchkämmen, bevor wir gehen.ما باید قبل از رفتن تمام خانه را زیر و رو کنیم.