durchkentern
واژگون شدن کامل (قایق یا کشتی)
Beispiele
- Wenn ein formstabiles Schiff ''durchkentert'', bleibt es in dieser Lage – das heißt kieloben – liegen.اگر یک کشتی با ساختار پایدار واژگون شود، در همان وضعیت - یعنی وارونه - باقی میماند.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
واژگون شدن کامل یک قایق یا کشتی (به طوری که کف آن رو به بالا قرار گیرد و اغلب به معنای غرق شدن)
- Das kleine Segelboot kenterte im Sturm durch.قایق بادبانی کوچک در طوفان کاملاً واژگون شد.
- Nach der Kollision drohte das Schiff durchzukentern.پس از برخورد، کشتی در آستانه واژگونی کامل بود.