فعل
پر کردن (سلاح گرم) و آماده شلیک کردن، مسلح کردن
معانی و تعاریف durchladen:
- (در مورد اسلحه) گلنگدن کشیدن و آماده شلیک کردن.
جملات نمونه برای durchladen:
Ein 40-jähriger Fahrgast habe am Montagabend plötzlich eine Schusswaffe gezogen, auf den Taxifahrer gezielt und demonstrativ ''durchgeladen.''
"یک مسافر ۴۰ ساله روز دوشنبه شب ناگهان اسلحهای کشید، راننده تاکسی را هدف گرفت و به طور نمایشی آن را "مسلح کرد"."
Der Soldat lud sein Gewehr durch und zielte.
سرباز گلنگدن تفنگش را کشید و نشانه گرفت.
Bevor du schießt, musst du die Waffe durchladen.
قبل از اینکه شلیک کنی، باید اسلحه را مسلح کنی.