فعل
اجازه عبور دادن، راه دادن
معانی و تعاریف durchlassen:
- اجازه عبور دادن، راه دادن (به کسی یا چیزی)
- از فیلتر رد کردن، صاف کردن (مایعات)
جملات نمونه برای durchlassen:
»Ganz recht,« antwortete Paganel, »wenn die Maori uns ''durchlassen!''«
پاگانل پاسخ داد: «کاملاً درست است، اگر مائوریها به ما اجازه عبور بدهند!»
Der Türsteher wollte ihn nicht durchlassen.
مسئول دربان نمیخواست به او اجازه عبور دهد.
Bitte lassen Sie die Rettungskräfte durch!
لطفاً به نیروهای امدادی اجازه عبور دهید!