durchlaufen

Aussprache: /ˈdʊʁçˌlaʊfn̩/
Wortzerlegung: durch·lau·fen
فعل

طی کردن، گذراندن (مراحل یک فرآیند را طی کردن؛ پیاده از جایی عبور کردن و اطراف را نگاه کردن)

Beispiele

  • Der Brief ''lief'' ohne Beanstandung ''durch'' die Post.نامه بدون هیچ مشکلی از طریق پست ارسال شد.
  • Der Kaffee ist ''durchgelaufen.قهوه دم کشیده است.
  • Er ''ist durch'' die Messehalle ''gelaufen.او از سالن نمایشگاه عبور کرد.
  • Ich habe meine Wollsocken ''durchgelaufen.جوراب‌های پشمی‌ام را پاره کردم (با راه رفتن زیاد).

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را (مانند یک دوره، فرآیند یا مرحله) به پایان رساندن یا از آن عبور کردن (غیرقابل تفکیک).

  • Er hat eine lange Ausbildung durchlaufen.او یک دوره آموزشی طولانی را گذرانده است.
  • Alle Bewerber müssen diesen Test durchlaufen.همه متقاضیان باید این آزمون را طی کنند.
2 Akkusativ

از میان چیزی (مانند یک منطقه یا فضا) با دویدن عبور کردن (قابل تفکیک).

  • Die Kinder sind durch den Garten durchgelaufen.بچه‌ها از میان باغ دویدند.
  • Das Wasser ist durch den Filter durchgelaufen.آب از فیلتر عبور کرد.