durchmanövrieren

Aussprache: /dʊɐ̯çmanøˈvriːrən/
Worttrennung: durch·ma·nö·vrie·ren
فعل

با مهارت عبور کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas durchmanövrieren)

با استفاده از تاکتیک‌ها و مهارت‌های پیچیده، از یک موقعیت دشوار یا خطرناک عبور کردن، به ویژه در زمینه‌های نظامی، سیاسی یا تجاری.

  • Der Kapitän manövrierte das Schiff geschickt durch die engen Fahrwasser.ناخدا با مهارت کشتی را از آبراه‌های تنگ عبور داد.
  • Die Politikerin manövrierte sich durch die schwierige Debatte.سیاستمدار با مهارت از بحث دشوار عبور کرد.