durchmußten

Aussprache: /ˌdʊrçˈmʊstn̩/
Worttrennung: durch·muß·ten
Wort

مجبور بودند از میان (چیزی) عبور کنند/کنند

Bedeutungen

1 nicht relevant

شکل گذشته ساده فعل 'durchmüssen' به معنای مجبور بودن به عبور از یک مکان یا وضعیت دشوار یا ناخوشایند.

  • Die Reisenden mussten durch eine unwirtliche Wüste, bevor sie ihr Ziel erreichten.مسافران مجبور بودند از میان یک بیابان ناهموار عبور کنند تا به مقصد خود برسند.
  • Er musste durch eine schwere Krankheit hindurch, um wieder gesund zu werden.او مجبور بود از میان یک بیماری سخت عبور کند تا دوباره سلامتی خود را بازیابد.
2 nicht relevant

شکل گذشته ساده فعل 'durchmüssen' به معنای مجبور بودن به تحمل یا پذیرش چیزی ناخوشایند یا دشوار.

  • Die Bevölkerung musste durch strenge Sparmaßnahmen gehen, um die Wirtschaft zu stabilisieren.مردم مجبور بودند از میان اقدامات ریاضتی سخت عبور کنند تا اقتصاد را تثبیت کنند.
  • Sie musste durch die Kritik ihrer Kollegen hindurch, ohne sich davon entmutigen zu lassen.او مجبور بود از میان انتقادات همکارانش عبور کند، بدون اینکه اجازه دهد آنها او را دلسرد کنند.