durchpressten

Aussprache: /dʊʁçˈpʁɛstən/
Wortzerlegung: durch·press·ten
Konjugierte Form

فشار دادند (آنها)

Bedeutungen

1 Akkusativ

وادار کردن چیزی یا کسی به عبور از یک مانع یا فضای تنگ با اعمال فشار زیاد؛ تحمیل کردن یک ایده، قانون یا تصمیم با اصرار و بدون توجه به مقاومت.

  • Die Demonstranten versuchten, sich durch die Polizeikette durchzupressen.تظاهرکنندگان تلاش کردند خود را از میان حلقه پلیس با زور عبور دهند.
  • Der Diktator hat seine umstrittene Politik mit aller Macht durchgepresst.دیکتاتور سیاست بحث‌برانگیز خود را با تمام قوا تحمیل کرد.