durchpressen

Aussprache: /ˈdʊʁçˌprɛsn̩/
Wortzerlegung: durch·pres·sen
فعل

از صافی رد کردن، (مجازی) به زور تصویب/اجرا کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ + durch + Akkusativ

ماده‌ای را با فشار از درون صافی، توری یا قالب عبور دادن

  • Man muss die gekochten Kartoffeln durch eine Presse durchpressen.باید سیب‌زمینی‌های پخته شده را از پورساز عبور داد.
2 Akkusativ

تصمیم یا قانونی را علی‌رغم مخالفت‌های شدید به زور به تصویب رساندن

  • Die Regierung hat das umstrittene Gesetz durchgepresst.دولت قانون بحث‌برانگیز را به زور به تصویب رساند.