durchpressen
از صافی رد کردن، (مجازی) به زور تصویب/اجرا کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + durch + Akkusativ
مادهای را با فشار از درون صافی، توری یا قالب عبور دادن
- Man muss die gekochten Kartoffeln durch eine Presse durchpressen.باید سیبزمینیهای پخته شده را از پورساز عبور داد.
2
Akkusativ
تصمیم یا قانونی را علیرغم مخالفتهای شدید به زور به تصویب رساندن
- Die Regierung hat das umstrittene Gesetz durchgepresst.دولت قانون بحثبرانگیز را به زور به تصویب رساند.