فعل
کاملاً تمیز کردن، پاکسازی کردن
معانی و تعاریف durchputzen:
- چیزی را کاملاً و با دقت تمیز کردن، از ابتدا تا انتها تمیز کردن.
جملات نمونه برای durchputzen:
„Außerdem könnte man auch den Kleiderschrank einmal gründlich ''durchputzen.''“
«علاوه بر این، میتوان کمد لباس را هم یک بار کاملاً تمیز کرد.»
Wir müssen das ganze Haus einmal gründlich durchputzen.
ما باید یک بار کل خانه را حسابی تمیز کنیم.
Der Klempner hat die verstopfte Leitung durchgeputzt.
لوله کش، لوله مسدود شده را کاملاً تمیز کرد.