durchrasseln
رد شدن (در امتحان)، قبول نشدن
Beispiele
- Immer öfter ''rasseln'' Schüler ''durchs'' Abi.دانشآموزان به طور فزایندهای در کنکور رد میشوند.
Bedeutungen
1
(durch etwas Akk)
با صدای خشخش یا تقتق از چیزی عبور کردن، رد شدن (مثلاً زنجیر، کلید)
- Die Kette rasselte durch das Rohr.زنجیر با صدای خشخش از لوله رد شد.
- Die Schlüssel rasseln durch das Gitter.کلیدها با صدای تقتق از نرده رد میشوند.
2
(bei etwas Dat)
در امتحان یا آزمونی مردود شدن، رد شدن (عامیانه)
- Er ist bei der Prüfung durchgerasselt.او در امتحان رد شد.
- Sie hat Angst, bei der Fahrprüfung durchzurasseln.او میترسد در آزمون رانندگی مردود شود.