durchreisen

Aussprache: /ˈdʊʁçˌʁaɪ̯zn̩/
Worttrennung: durch·rei·sen
فعل

از جایی عبور کردن، سفر کردن از میان

Bedeutungen

1 durch + Akkusativ

از یک مکان (شهر، کشور، منطقه) در حین سفر عبور کردن، معمولاً بدون توقف طولانی.

  • Wir sind auf unserer Reise durch mehrere Länder durchgereist.ما در سفرمان از چندین کشور عبور کردیم.
  • Viele Touristen reisen nur durch die Stadt, ohne sie wirklich zu besuchen.بسیاری از گردشگران فقط از شهر عبور می‌کنند، بدون اینکه واقعاً از آن بازدید کنند.