durchrutschen
رد شدن (از چیزی)، نادیده گرفته شدن، به سختی قبول شدن (در امتحان)، فراموش شدن
Beispiele
- Wie konnte dir das ''durchrutschen''!چطور ممکن بود این از قلمت بیفتد!
- Entschuldigung, der hier muss mit ''durchgerutscht'' sein, als ich die anderen geprüft habe.ببخشید، این یکی باید رد شده باشد وقتی من بقیه را بررسی میکردم.
- Ich hatte kaum Zeit, mich auf das 1. Staatsexamen richtig vorzubereiten, so war dann auch das Ergebnis: ich bin gerade noch mal so ''durchgerutscht''.من به سختی وقت داشتم که خودم را برای آزمون اول دولتی به درستی آماده کنم، نتیجه هم همین بود: من به سختی قبول شدم.
- Deine Schwester ist doch noch nicht 18, oder? Nein, sie ist mit uns anderen einfach ''durchgerutscht'', keiner wollte Ausweise sehen.خواهرت هنوز ۱۸ ساله نشده، مگر نه؟ نه، او به سادگی با بقیه رد شد، کسی مدارک شناسایی را نخواست.
Bedeutungen
1
auf + Dativ / durch + Akkusativ
به صورت ناخواسته روی یک سطح لغزنده حرکت کردن یا از یک شکاف افتادن؛ سر خوردن، لغزیدن
- Er ist auf dem nassen Boden durchgerutscht.او روی زمین خیس سر خورد.
- Der Schlüssel ist mir durch die Finger gerutscht.کلید از دستم در رفت.
2
durch + Akkusativ
بدون اینکه متوجه شوند، از یک امتحان، کنترل یا سیستم عبور کردن یا مردود شدن؛ از دست در رفتن، رد شدن
- Er ist durch die Prüfung durchgerutscht, obwohl er nicht gut vorbereitet war.او از امتحان رد شد، با اینکه خوب آماده نبود.
- Einige Fehler sind bei der Qualitätskontrolle durchgerutscht.چند اشتباه در کنترل کیفیت از قلم افتادند (رد شدند).