durchschütteln

Aussprache: /ˈdʊʁçˌʃʏtl̩n/
Worttrennung: durch·schüt·teln
فعل

تکان دادن شدید، به شدت تکان دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas durchschütteln)

چیزی را به شدت و به طور کامل تکان دادن یا لرزاندن.

  • Schütteln Sie die Flasche vor Gebrauch gut durch.لطفاً بطری را قبل از استفاده خوب تکان دهید.
  • Der Sturm schüttelte das Haus stark durch.طوفان خانه را به شدت تکان داد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas durchschütteln)

(مجازی) کسی را از نظر روحی یا جسمی به شدت تحت تاثیر قرار دادن، تکان دادن یا آشفته کردن.

  • Die Nachricht von seinem Tod hat mich tief durchgeschüttelt.خبر مرگش مرا عمیقاً تکان داد.
  • Die Erfahrung hat ihn emotional durchgeschüttelt.آن تجربه او را از نظر احساسی به شدت آشفته کرد.