durchschalten
عوض کردن متوالی (کانال)، وصل کردن تماس
Bedeutungen
1
durch + Akkusativ / intransitiv
کانالهای تلویزیون یا دندهها را یکی پس از دیگری عوض کردن
- Er schaltete gelangweilt durch alle Fernsehkanäle.او از روی بیحوصلگی تمام کانالهای تلویزیون را یکی پس از دیگری عوض کرد.
- Der Rennfahrer muss schnell die Gänge durchschalten.راننده مسابقه باید سریع دندهها را تعویض کند.
2
Akkusativ + zu + Dativ
تماس تلفنی را مستقیماً به مقصد یا اپراتور دیگر وصل کردن
- Bitte schalten Sie mich zur Geschäftsleitung durch.لطفاً تماس مرا به مدیریت وصل کنید.
- Die Zentrale hat den Anruf sofort durchgeschaltet.مرکز تلفن تماس را بلافاصله وصل کرد.