durchschalten

Aussprache: /ˈdʊʁçˌʃaltn̩/
Wortzerlegung: durch·schal·ten
فعل

عوض کردن متوالی (کانال)، وصل کردن تماس

Bedeutungen

1 durch + Akkusativ / intransitiv

کانال‌های تلویزیون یا دنده‌ها را یکی پس از دیگری عوض کردن

  • Er schaltete gelangweilt durch alle Fernsehkanäle.او از روی بی‌حوصلگی تمام کانال‌های تلویزیون را یکی پس از دیگری عوض کرد.
  • Der Rennfahrer muss schnell die Gänge durchschalten.راننده مسابقه باید سریع دنده‌ها را تعویض کند.
2 Akkusativ + zu + Dativ

تماس تلفنی را مستقیماً به مقصد یا اپراتور دیگر وصل کردن

  • Bitte schalten Sie mich zur Geschäftsleitung durch.لطفاً تماس مرا به مدیریت وصل کنید.
  • Die Zentrale hat den Anruf sofort durchgeschaltet.مرکز تلفن تماس را بلافاصله وصل کرد.