durchschleifen
از میان چیزی عبور دادن (بدون تغییر)، کسی را با خود کشیدن
Beispiele
- Es wird auch möglich, einzelne Leiter der Eingangs- und Ausgangskabel im Steckverbindergehäuse ''durchzuschleifen.همچنین امکان عبور دادن سیمهای مجزای کابل ورودی و خروجی در محفظه کانکتور وجود خواهد داشت.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را کاملاً ساییدن یا صیقل دادن، تا انتها ساییدن
- Er hat das Holzstück sorgfältig durchgeschliffen.او قطعه چوب را با دقت کامل سایید.
- Wir müssen die Kanten noch einmal durchschleifen.ما باید لبهها را یک بار دیگر کاملاً بساییم.
2
Akkusativ
(عامیانه، فنی) یک سیگنال یا خط را عبور دادن، از طریق چیزی هدایت کردن
- Das Audiosignal wird hier durchgeschleift.سیگنال صوتی از اینجا عبور داده میشود.
- Man kann das Kabel durch die Wand durchschleifen.میتوان کابل را از دیوار عبور داد.