durchschleifen

Aussprache: /ˈdʊrçˌʃlaɪ̯fn̩/
Wortzerlegung: durch·schlei·fen
فعل

از میان چیزی عبور دادن (بدون تغییر)، کسی را با خود کشیدن

Beispiele

  • Es wird auch möglich, einzelne Leiter der Eingangs- und Ausgangskabel im Steckverbindergehäuse ''durchzuschleifen.همچنین امکان عبور دادن سیم‌های مجزای کابل ورودی و خروجی در محفظه کانکتور وجود خواهد داشت.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را کاملاً ساییدن یا صیقل دادن، تا انتها ساییدن

  • Er hat das Holzstück sorgfältig durchgeschliffen.او قطعه چوب را با دقت کامل سایید.
  • Wir müssen die Kanten noch einmal durchschleifen.ما باید لبه‌ها را یک بار دیگر کاملاً بساییم.
2 Akkusativ

(عامیانه، فنی) یک سیگنال یا خط را عبور دادن، از طریق چیزی هدایت کردن

  • Das Audiosignal wird hier durchgeschleift.سیگنال صوتی از اینجا عبور داده می‌شود.
  • Man kann das Kabel durch die Wand durchschleifen.می‌توان کابل را از دیوار عبور داد.