durchschleusen

Aussprache: /ˈdʊrçˌʃlɔɪ̯zn̩/
Wortzerlegung: durch·schleu·sen
فعل

قاچاق کردن، رد کردن (از جایی)

Beispiele

  • Der Logistikmanager schafft es, mich durch allerlei Kontrollen ''durchzuschleusen'', ohne dass ich ein einziges Mal meinen Ausweis zeigen muss.مدیر لجستیک موفق می‌شود مرا بدون اینکه حتی یک بار مجبور به نشان دادن کارتم شوم، از میان تمام بازرسی‌ها رد کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا چیزی را از یک گذرگاه، کانال، گمرک یا نقطه کنترل عبور دادن.

  • Die Schiffe werden durch die Schleuse durchgeschleust.کشتی‌ها از طریق کانال عبور داده می‌شوند.
  • Der Beamte schleuste die Reisenden schnell durch die Passkontrolle.مأمور مسافران را به سرعت از کنترل گذرنامه عبور داد.
2 Akkusativ

کسی یا چیزی را به صورت غیرقانونی یا مخفیانه از یک مرز یا کنترل عبور دادن.

  • Er versuchte, die Ware illegal durch den Zoll durchzuschleusen.او تلاش کرد کالا را به طور غیرقانونی از گمرک رد کند.
  • Die Schlepper haben viele Flüchtlinge über die Grenze durchgeschleust.قاچاقچیان بسیاری از پناهندگان را از مرز عبور دادند.