durchschnüffeln
جستجو کردن، بو کشیدن (به معنی جستجوی دقیق)
Bedeutungen
1
Akkusativ
با بو کشیدن یا کنجکاوی زیاد، چیزی یا مکانی را جستجو کردن
- Der Hund durchschnüffelte den Garten nach Spuren.سگ باغ را برای یافتن ردپا بو کشید.
- Sie durchschnüffelte neugierig die alten Briefe.او با کنجکاوی نامههای قدیمی را زیر و رو کرد.