durchschreiben
کپی کاربنی برداشتن، یکنفس و بدون وقفه نوشتن
Bedeutungen
1
intransitiv / etwas (Akkusativ) durchschreiben
برای مدتی طولانی (مثلاً تمام شب) بدون استراحت و وقفه مشغول نوشتن بودن
- Er hat die ganze Nacht durchgeschrieben, um das Buch fertigzustellen.او تمام شب را یکنفس نوشت تا کتاب را تمام کند.
- Wir müssen heute durchschreiben, um die Frist einzuhalten.ما باید امروز بدون وقفه بنویسیم تا به مهلت مقرر برسیم.
2
etwas (Akkusativ) durchschreiben
هنگام نوشتن روی برگه اصلی، به کمک کاغذ کاربن روی برگه زیرین هم کپی ایجاد کردن
- Dieses Formular ist so präpariert, dass es sich auf die zweite Seite durchschreibt.این فرم جوری آماده شده که نوشتههایش به صفحه دوم هم کاربن میشود.
- Bitte drücken Sie fest auf, damit es gut durchschreibt.لطفاً محکم فشار دهید تا روی برگه زیرین خوب کپی شود.