فعل
پیمایش کردن (در اینترنت)، مرور کردن
معانی و تعاریف durchscrollen:
- در یک سند، صفحه وب یا لیست دیجیتالی به پایین یا بالا حرکت کردن.
جملات نمونه برای durchscrollen:
„Er fand so viele Nachrichten von der Zentrale und den diversen Stützpunkten darauf vor, dass es ihm schon zu viel war, sie auch nur ''durchzuscrollen''.“
او آنقدر پیام از مرکز و پایگاههای مختلف دریافت کرد که حتی مرور کردن آنها نیز برایش زیاد بود.
Ich muss noch schnell meine E-Mails durchscrollen.
باید سریع ایمیلهایم را مرور کنم (اسکرول کنم).
Er hat die ganze Seite durchgescrollt, um die Information zu finden.
او کل صفحه را اسکرول کرد تا اطلاعات را پیدا کند.