durchsegeln

Aussprache: /ˈdʊʁçˌzeːɡl̩n/
Wortzerlegung: durch·se·geln
فعل

با قایق از جایی عبور کردن، در امتحان رد شدن

Beispiele

  • Alle Passagiere wurden seekrank, als das Schiff durch ein Unwetter ''durchsegeln'' musste.همه مسافران دچار دریازدگی شدند، وقتی کشتی مجبور شد از میان طوفان عبور کند.
  • Der Kapitän vermochte es, sein Schiff so zu manövrieren, dass es ohne Probleme zwischen den Untiefen ''durchsegelte.ناخدا توانست کشتی خود را طوری هدایت کند که بدون مشکل بین صخره‌های زیر آب عبور کرد.
  • Ich ''segelte'' durch eine Reuse ''durch'' und hatte einige Mühe, das Boot wieder freizukriegen.من از یک تور ماهیگیری رد شدم و برای بیرون آوردن قایق کمی مشکل داشتم.
  • Marcia ist keine gute Schülerin, weshalb sie in Klausuren oft ''durchsegelt.مارسیا دانش‌آموز خوبی نیست، به همین دلیل اغلب در امتحانات رد می‌شود.

Bedeutungen

1 Intransitiv (با durch + Akkusativ)

با قایق بادبانی از میان چیزی عبور کردن (در این معنی معمولاً جداشدنی است و با sein صرف می‌شود)

  • Wir sind durch den Kanal durchgesegelt.ما با قایق بادبانی از کانال عبور کردیم.
  • Das Schiff segelte durch den Sturm durch.کشتی از میان طوفان عبور کرد.
2 Akkusativ

با قایق بادبانی از منطقه‌ای عبور کردن، دریانوردی کردن در یک دریا (در این معنی جداشدنی نیست و با haben صرف می‌شود)

  • Sie durchsegelten die Weltmeere.آن‌ها در دریاهای جهان دریانوردی کردند.
  • Der Kapitän durchsegelte die gefährlichen Gewässer.کاپیتان از آب‌های خطرناک عبور کرد (با قایق بادبانی).