durchspielen
تا آخر بازی/اجرا کردن، تمام جوانب را در ذهن مرور کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک قطعه، بازی ویدیویی یا مسابقه را از ابتدا تا انتها انجام دادن/تمام کردن
- Er hat das neue Videospiel am Wochenende komplett durchgespielt.او در آخر هفته تمام مراحل بازی ویدیویی جدید را تا آخر رفت (تمام کرد).
- Wir müssen das Musikstück vor dem Konzert noch einmal durchspielen.ما باید قطعه موسیقی را قبل از کنسرت یک بار دیگر از اول تا آخر تمرین و اجرا کنیم.
2
Akkusativ
سناریوها، گزینهها یا امکانهای مختلف یک تصمیم را در ذهن تحلیل و مرور کردن
- Wir haben alle möglichen Szenarien gedanklich durchgespielt.ما تمام سناریوهای ممکن را در ذهنمان مرور کردیم.