durchstechen
سوراخ کردن، عبور دادن شیء نوکتیز
Bedeutungen
1
Akkusativ
با جسم نوکتیز از چیزی عبور کردن و آن را سوراخ کردن (جدانشدنی)
- Der Arzt hat die Blase durchstochen.پزشک تاول/کیسه را سوراخ کرد.
- Er hat den Reifen mit einem Nagel durchstochen.او لاستیک را با یک میخ سوراخ کرد.