durchstachen

Aussprache: /dʊʁçˈʃtaːxn̩/
Wortzerlegung: durch·sta·chen
Konjugierte Form

سوراخ کردند

Bedeutungen

1 Akkusativ

ایجاد سوراخ یا شکاف در چیزی با استفاده از ابزار نوک تیز، اغلب با هدف نفوذ یا عبور (در گذشته کامل).

  • Der Angreifer durchstachen die Verteidigung und erreichten das Zentrum.مهاجم از دفاع عبور کرده بود و به مرکز رسیده بود.
  • Der Chirurg durchstachen die Membran, um die Flüssigkeit abzulassen.جراح غشا را سوراخ کرده بود تا مایع را تخلیه کند.
2 Akkusativ

عبور کردن از یک مانع یا خط دفاعی با قاطعیت و موفقیت (در گذشته کامل).

  • Die Truppen durchstachen die feindlichen Linien, bevor Verstärkung eintraf.نیروها قبل از رسیدن نیروهای کمکی از خطوط دشمن عبور کرده بودند.
  • Er durchstachen die kritische Phase des Projekts mit bemerkenswerter Effizienz.او مرحله بحرانی پروژه را با کارایی قابل توجهی پشت سر گذاشته بود.