فعل
به طور کامل تست کردن، کاملاً آزمایش کردن
معانی و تعاریف durchtesten:
- چیزی را به طور کامل و جامع آزمایش کردن، تمام جنبهها یا عملکردهای آن را بررسی کردن.
جملات نمونه برای durchtesten:
Wir haben Ihr Blut komplett ''durchgetestet,'' aber keinen Erreger finden können.
خون شما را به طور کامل آزمایش کردیم، اما نتوانستیم هیچ عامل بیماریزایی پیدا کنیم.
Bevor wir unsere Arbeit abgeben, ''testen'' wir noch einmal alles ''durch.''
قبل از اینکه کارمان را تحویل دهیم، همه چیز را دوباره کاملاً تست میکنیم.
Es ist sinnlos, diese Probe ''durchzutesten,'' da sie verunreinigt ist.
تست کردن این نمونه بیفایده است، زیرا آلوده است.