durchtesteten
آزمایش کردند، تست کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک محصول، سیستم یا فرآیند را به طور کامل و جامع از تمام جنبهها و در شرایط مختلف آزمایش کردن تا از عملکرد صحیح و بدون نقص آن اطمینان حاصل شود.
- Bevor die neue Software auf den Markt kam, mussten die Entwickler sie auf Herz und Nieren durchtesten.قبل از عرضه نرمافزار جدید به بازار، توسعهدهندگان مجبور بودند آن را به طور کامل آزمایش کنند.
- Die Ingenieure durchtesten jede Komponente des Prototyps unter extremen Bedingungen, um potenzielle Schwachstellen aufzudecken.مهندسان هر جزء از نمونه اولیه را تحت شرایط سخت آزمایش میکنند تا نقاط ضعف احتمالی را کشف کنند.