durchtosen
با غرش و هیاهو از جایی عبور کردن، طوفانوار گذشتن
Beispiele
- Ein bis zu 1000 Grad heißer Orkan ''durchtoste'' einige Stadtteile östlich der Alster – Hammerbrook, Rothenburgsort, Borgfelde, Hamm, Hohenfelde und Eilbek vor allem.طوفانی تا دمای ۱۰۰۰ درجه سانتیگراد از چند منطقه شهری در شرق آلستر عبور کرد – عمدتاً همربروک، روتنبورگسورت، بورگفلد، هام، هوهنفلد و ایلبک.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(طوفان، صدا) با شدت و غرش از جایی عبور کردن، در جایی غوغا کردن.
- Ein heftiger Sturm durchtoste die Wälder.یک طوفان شدید در جنگلها غوغا کرد.
- Der Lärm der Menge durchtoste die Gassen.سر و صدای جمعیت در کوچهها غوغا میکرد.
2
Akkusativ
(مجازی، احساسات) با شدت در کسی یا چیزی موج زدن، فرا گرفتن.
- Wut durchtoste sein Inneres.خشم وجودش را فرا گرفت.
- Eine Welle der Panik durchtoste die Menge.موجی از وحشت جمعیت را فرا گرفت.