durchtränkt

Aussprache: /dʊʁçˈtʁɛŋkt/
Worttrennung: durch·tränkt
صفت

آغشته، اشباع شده، خیس خورده

Bedeutungen

1

کاملاً خیس شده یا آغشته به مایعی مانند آب، روغن یا خون.

  • Seine Kleidung war vom Regen durchnässt.لباس‌هایش از باران خیس خورده بود.
  • Der Boden war mit Öl durchtränkt.زمین با روغن آغشته شده بود.
  • Das Brot war mit Soße durchtränkt.نان کاملاً در سس خیس خورده بود.
2

به شدت تحت تأثیر یک ایده، احساس یا تأثیر خاص قرار گرفته؛ اشباع شده از نظر مفهومی.

  • Die Atmosphäre des Raumes war von Traurigkeit durchtränkt.فضای اتاق به شدت تحت تأثیر غم بود.
  • Seine Worte waren von Sarkasmus durchtränkt.کلمات او سرشار از کنایه بود.
  • Das ganze Buch ist von einer tiefen Melancholie durchtränkt.کل کتاب عمیقاً تحت تأثیر مالیخولیا قرار دارد.