durchtränkt
آغشته، اشباع شده، خیس خورده
Bedeutungen
1
کاملاً خیس شده یا آغشته به مایعی مانند آب، روغن یا خون.
- Seine Kleidung war vom Regen durchnässt.لباسهایش از باران خیس خورده بود.
- Der Boden war mit Öl durchtränkt.زمین با روغن آغشته شده بود.
- Das Brot war mit Soße durchtränkt.نان کاملاً در سس خیس خورده بود.
2
به شدت تحت تأثیر یک ایده، احساس یا تأثیر خاص قرار گرفته؛ اشباع شده از نظر مفهومی.
- Die Atmosphäre des Raumes war von Traurigkeit durchtränkt.فضای اتاق به شدت تحت تأثیر غم بود.
- Seine Worte waren von Sarkasmus durchtränkt.کلمات او سرشار از کنایه بود.
- Das ganze Buch ist von einer tiefen Melancholie durchtränkt.کل کتاب عمیقاً تحت تأثیر مالیخولیا قرار دارد.