durchtränken
خیس کردن، اشباع کردن، آغشته کردن
Beispiele
- Die Lösung reichte hin, um 400 m Mull zu ''durchtränken''.محلول به اندازهای بود که بتواند 400 متر گاز را خیس کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را کاملاً خیس کردن یا اشباع کردن (با مایع)
- Der Regen hatte den Boden völlig durchtränkt.باران زمین را کاملاً خیس کرده بود.
- Das Tuch war von Öl durchtränkt.پارچه از روغن اشباع شده بود.
2
Akkusativ + mit + Dativ
چیزی را با یک حس، ایده یا کیفیت خاص آغشته کردن یا نفوذ دادن (به معنای مجازی)
- Seine Rede war von Optimismus durchtränkt.سخنرانی او آغشته به خوشبینی بود.
- Die Atmosphäre im Raum war von Spannung durchtränkt.فضای اتاق آغشته به تنش بود.