durchtränken
خیس کردن، اشباع کردن، آغشته کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas durchtränken)
چیزی را کاملاً خیس کردن یا اشباع کردن (با مایع)
- Der Schwamm war mit Wasser durchtränkt.اسفنج از آب اشباع شده بود.
- Die Erde wurde vom Regen durchtränkt.زمین توسط باران کاملاً خیس شد.
2
Akkusativ mit + Dativ
چیزی را با یک حس، ایده یا کیفیت خاص آغشته کردن یا نفوذ دادن (به معنای مجازی)
- Seine Rede war mit Sarkasmus durchtränkt.سخنرانی او آغشته به کنایه بود.
- Das Buch ist von einer tiefen Melancholie durchtränkt.این کتاب سرشار از اندوه عمیق است.