صفت
کاملاً ورزیده، خوشتراش، عضلانی
جملات نمونه برای durchtrainiert:
„Je nachdem, in welcher Umgebung die Weitwanderungen stattfinden, muss man mehr oder wenig gut ''durchtrainiert'' sein.“
بسته به اینکه پیادهرویهای طولانی در چه محیطی انجام میشود، باید کم و بیش خوب "ورزیده" باشید.