durchwühlen
زیر و رو کردن، جستجو کردن (با دست یا ابزار ساده)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas durchwühlen)
(چیزی را) با بینظمی و به سرعت برای پیدا کردن چیزی زیر و رو کردن؛ گشتن در چیزی با دست یا ابزار ساده.
- Er durchwühlte die Schubladen nach dem Schlüssel.او کشوها را برای پیدا کردن کلید زیر و رو کرد.
- Die Polizei durchwühlte das Haus nach Beweismitteln.پلیس خانه را برای یافتن مدارک جرم زیر و رو کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas durchwühlen)
(به صورت استعاری) در چیزی (مانند اسناد، خاطرات، احساسات) به دقت و با زحمت کاوش کردن یا جستجو کردن.
- Sie durchwühlte ihre Erinnerungen nach dem vergessenen Detail.او خاطراتش را برای یافتن جزئیات فراموش شده جستجو کرد.
- Der Autor durchwühlt die Geschichte nach verborgenen Zusammenhängen.نویسنده تاریخ را برای یافتن ارتباطات پنهان کاوش میکند.