durchwalkten

Aussprache: /dʊʁçˈvalktən/
Wortzerlegung: durch·walk·ten
Konjugierte Form

از میان ورز دادن، مالش دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با ورز دادن یا مالش دادن به طور کامل پردازش کردن (مثلاً خمیر یا پارچه)

  • Der Bäcker walkt den Teig gründlich durch.نانوا خمیر را به خوبی ورز می‌دهد.
  • Die Wäsche wurde in der Maschine kräftig durchgewalkt.لباس‌ها در ماشین لباسشویی به شدت مالش داده شدند.
2 Akkusativ

کسی را به شدت کتک زدن یا ضرب و شتم کردن (عامیانه)

  • Er hat den Angreifer ordentlich durchgewalkt.او مهاجم را حسابی کتک زد.
  • Die Gang hat ihn übel durchgewalkt.آن باند او را به طرز بدی کتک زدند.