durchwalkten
از میان ورز دادن، مالش دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با ورز دادن یا مالش دادن به طور کامل پردازش کردن (مثلاً خمیر یا پارچه)
- Der Bäcker walkt den Teig gründlich durch.نانوا خمیر را به خوبی ورز میدهد.
- Die Wäsche wurde in der Maschine kräftig durchgewalkt.لباسها در ماشین لباسشویی به شدت مالش داده شدند.
2
Akkusativ
کسی را به شدت کتک زدن یا ضرب و شتم کردن (عامیانه)
- Er hat den Angreifer ordentlich durchgewalkt.او مهاجم را حسابی کتک زد.
- Die Gang hat ihn übel durchgewalkt.آن باند او را به طرز بدی کتک زدند.