Deklinierte Form
بافته شده از میان
معانی و تعاریف durchwebten:
- شکل گذشته ساده (Präteritum) فعل 'durchweben'؛ به معنای عبور دادن رشتهها یا عناصر از میان ساختاری و در هم تنیدن آن، یا به صورت مجازی، آمیختن مفاهیم پیچیده.
جملات نمونه برای durchwebten:
Die alten Geschichten durchwebten die Kultur des Volkes und prägten dessen Identität.
داستانهای کهن فرهنگ مردم را در هم تنیدند و هویت آنها را شکل دادند.
Der Regen durchwebte die Landschaft und tauchte sie in ein graues Licht.
باران از میان منظره گذشت و آن را در نوری خاکستری فرو برد.