durchzockten
تمام کردند (بازی یا کار سخت را)
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک بازی ویدئویی یا چالش مشابه را تا انتها و با موفقیت به پایان رساندن، اغلب با مهارت بالا یا صرف زمان زیاد.
- Nach einer schlaflosen Nacht haben die Hardcore-Gamer das neue Rollenspiel endlich durchgezockt.پس از یک شب بیخوابی، گیمرهای حرفهای سرانجام بازی نقشآفرینی جدید را تا انتها تمام کردند.
- Er hat sich vorgenommen, dieses komplexe Strategiespiel bis zum Wochenende durchzuzocken.او تصمیم گرفته است که این بازی استراتژی پیچیده را تا آخر هفته تمام کند.