durchzufüttern
تغذیه کردن، سیر کردن
Bedeutungen
1
jemanden (Akkusativ)
تأمین غذا و نیازهای اساسی فرد یا خانوادهای برای مدت طولانی، اغلب به این معنی که فرد قادر به تأمین معاش خود نیست و به حمایت دیگران وابسته است (در حالت مصدر).
- Es ist eine enorme finanzielle Belastung, eine große Familie allein durchzufüttern.تأمین معاش یک خانواده پرجمعیت به تنهایی، بار مالی عظیمی است.
- Die Wohltätigkeitsorganisation hat es sich zur Aufgabe gemacht, die durchzufüttern, die keine andere Unterstützung haben.سازمان خیریه وظیفه خود را تأمین معاش کسانی قرار داده است که هیچ حمایت دیگری ندارند.