durchzufütternden
قابل تغذیه، که باید تغذیه شود
Bedeutungen
1
jemanden (Akkusativ)
تأمین غذا و نیازهای اساسی فرد یا خانوادهای برای مدت طولانی، اغلب به این معنی که فرد قادر به تأمین معاش خود نیست و به حمایت دیگران وابسته است (در حالت وصفی).
- Die Eltern sahen sich gezwungen, die durchzufütternden Kinder bis ins Erwachsenenalter zu unterstützen.والدین خود را مجبور دیدند که از فرزندان تحت تکفل خود تا سن بلوغ حمایت کنند.
- Es ist eine schwere Last, eine Familie mit geringem Einkommen durchzufüttern.تأمین معاش خانوادهای با درآمد کم، بار سنگینی است.