durchzulügen

Aussprache: /ˈdʊʁçtsuˌlyːɡn̩/
Worttrennung: durch·zu·lü·gen
Erweiterter Infinitiv

دروغ گفتن، فریب دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (برای مخاطب)

دروغ گفتن به طور مداوم یا در طول یک دوره زمانی مشخص، به طوری که کل ارتباط یا اظهارات زیر سوال برود.

  • Es ist verwerflich, seine Mitmenschen über einen langen Zeitraum durchzulügen.دروغ گفتن به همنوعان در طول یک دوره زمانی طولانی قابل سرزنش است.
  • Die Ermittler vermuten, dass der Angeklagte die gesamte Verhandlung durchgelogen hat.بازرسان گمان می‌کنند که متهم کل جلسه دادگاه را با دروغ گذرانده است.
2 Akkusativ (برای مخاطب)

فریب دادن یا گمراه کردن کسی در طول یک فرآیند یا مذاکره با استفاده از دروغ‌های متعدد.

  • Er versuchte, die Behörden durch ein Netz von Lügen durchzulügen, aber sie durchschauten ihn.او تلاش کرد تا با شبکه‌ای از دروغ‌ها مقامات را فریب دهد، اما آنها او را شناختند.
  • Eine solche Taktik, die Kunden durchzulügen, ist ethisch höchst fragwürdig.چنین تاکتیکی، یعنی فریب دادن مشتریان با دروغ، از نظر اخلاقی بسیار مشکوک است.