durchzupflügen

Aussprache: /ˌdʊɐ̯çtsuˈpflʏːɡən/
Worttrennung: durch·zupflü·gen
Erweiterter Infinitiv

شخم زدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

به معنای واقعی کلمه، شخم زدن عمیق و سخت زمین با گاوآهن یا ماشین‌آلات کشاورزی.

  • Der Bauer pflügt das Feld sorgfältig durch, um es für die Aussaat vorzubereiten.کشاورز زمین را با دقت شخم می‌زند تا آن را برای کاشت آماده کند.
  • Mit dem schweren Traktor wird der Boden tief durchgepflügt.با تراکتور سنگین، خاک عمیقاً شخم زده می‌شود.
2 Akkusativ

به صورت مجازی، به معنای عبور کردن با زحمت و دشواری از میان چیزی متراکم یا مانع، یا پیمودن مسافت طولانی با تلاش زیاد.

  • Die Wanderer müssen sich durch dichte Schneeverwehungen durchpflügen.کوهنوردان باید با زحمت از میان توده‌های متراکم برف عبور کنند.
  • Er pflügt sich mit seinem Boot durch die raue See.او با قایقش از میان دریای خروشان با زحمت عبور می‌کند.