durchzuspülen
شستشو دادن، آبکشی کردن (به طور کامل)
Bedeutungen
1
Akkusativ
انجام عمل شستشو یا پاکسازی به صورت کامل و جامع با عبور دادن مایع از تمام قسمتهای یک سیستم یا مجرا.
- Es ist unerlässlich, die gesamte Anlage nach der Wartung gründlich durchzuspülen.شستشوی کامل کل تأسیسات پس از تعمیر و نگهداری ضروری است.
- Der Arzt empfahl, den Hals mehrmals täglich mit einer Salzlösung durchzuspülen.پزشک توصیه کرد که گلو را چندین بار در روز با محلول نمکی شستشو دهند.