فعل
با تو (غیررسمی) صحبت کردن، تو خطاب کردن
معانی و تعاریف dutzen:
- کسی را با ضمیر «دو» (تو) خطاب کردن، با کسی تو خطاب کردن (به صورت غیررسمی)
جملات نمونه برای dutzen:
Ich erlaubte meinem Dutzbruder, mich zu ''dutzen''.
به برادر همخدمتیام اجازه دادم که مرا "تو" خطاب کند.
In Deutschland ist es üblich, Kollegen zu duzen, wenn man sich gut kennt.
در آلمان مرسوم است که اگر همکاران یکدیگر را خوب بشناسند، با «تو» خطاب کنند.
Darf ich Sie duzen?
میتوانم شما را «تو» خطاب کنم؟